متن و جملات

متن سرد شدن و بی توجهی

سرد شدن های یهویی و بی توجهی از طرف اونایی که دوستشون داریم شاید یکی از آزار دهنده ترین چیزای این دنیا باشه. اما اگر میخوای مقابل این ظلم ساکت نمونی، میتونی از ما کمک بگیری.

متن سرد شدن و بی توجهی

مدت هاست که بی دلیل ترکم کرده ای
نمیدانم دلت از من سرد شد یا که
سرت جایی دیگر گرم شد…

****

زندگی فقط اونجایی که با تو بودم. بعد از اون دیگه همه چیش فیکه و من باور ندارم. زندگی یعنی عشق، یعنی زیبایی و زندگی من فقط موقع ای زیبا بود که تو در اون بودی. حالا که رفتی، حالا که سردی عشقت رو جایگزین گرماش کردی، من دیگه همه چیز برام فیکه و همه چیز برام غیر طبیعیه.

****

یک نفر گاهی همه زندگیت است
برای همین است که دلت
برای همان یک نفر تنگ می شود
این روزها بار عظیمی
بر شانه هایم نشسته
باری بیشتر از توان شانه هایم
مثل الان
که تنها نشسته ام
نه اتفاق بدی افتاده
نه از دستش ناراحتم
نه بیمارم و نه
ولی از ته دل چیزی کم دارم
ببین
دستانت را
حضورت را
خود خودت را کم دارم
نه صدایت را، آن
هم از فاصله هزار کیلومتری..

وقتی با تو بودنم نیز دلم برات تنگ میشود
بگذار هرچه نمیخواهند بگویم
بگذار هرچه نمیخواهیم بگویند
.
.

باران که بیاید از دست چتر هم کاری ساخته نیست
ما اتفاقی هستیم که افتاده ایم

متن جذاب سرد شدن و بی توجهی

ببخشید؛

قلب من انگار،

حوالی بی تفاوتی‌های شما،

دارد جان می‌دهد!

زیاد مزاحم روزهایتان نمی‌شوم.

تنها اگر می‌شود؛

جان دادنش را تماشا نکنید!

آخر

****

من از جهان بی تفاوتی فکرها و حرف‌ها و صداها می‌آیم

و این جهان به لانه ماران مانند است

و این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمی ست

که همچنان که تو را می‌بوسند

در ذهن خود طناب دار تو را می‌بافند…

اولین بار که کم میاری

میریزی تو خودت…

دومین بار به رفیقت میگی…

سومین باز میریزی تو خودت…

چهارمین بار تو خودت میشکنی…

پنجمین بار روانی و بی احساس میشی…

آخرین بار دیگه هیچی برات مهم نیست…

فقط میخندی…

****

ﺩﻝ ﮐﻪ ﺗﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﮐﺠﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻓﺖ؟
ﺑﻪ ﺩﺭ ﻭ ﺩﺷﺖ ﻭ ﺩﻣﻦ؟

ﯾﺎ ﺑﻪ ﺑﺎﻍ ﻭ ﮔﻞ ﻭ ﮔﻠﺰﺍﺭ ﻭ ﭼﻤﻦ؟
ﯾﺎ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺧﻠﻮﺕ ﻭ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺍﻣﻦ

ﺩﻝ ﮐﻪ ﺗﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﮐﺠﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻓﺖ؟
ﭘﯿﺮﻓﺮﺯﺍﻧﻪ ﻣﻦ ﺑﺎﻧﮓ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ

ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﻧﮑﻮﺳﺖ،
ﺩﻝ ﮐﻪ ﺗﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﻭ ﺧﺎﻧﻪ ﺩﻭﺳﺖ …
ﺷﺎﻧﻪ ﺍﺵ ﺟﺎﯾﮕﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﺗﻮ
ﺳﺨﻨﺶ ﺭﺍﻩ ﮔﺸﺎ

متن بی توجهی و سرد شدن

دلگیرم
از کسی که مرا غرق خودش کرد!
اما نجاتم نداد…

****

گرمای عشقم نسبت به تو آنقدر زیاد بود که متوجه نشدم رابطه مان کم کم در حال سرد شدن است. کار به جایی کشیده شد که عشق یخ زده ی ما زبانزد همه شده بود. اما من تو را در شور و حال عاشقانه هایمان تصور میکردم و از واقعیت دور شده بود. واقعیت این بود که نه تو دیگر از من بودی و نه من دیگر از تو.

****

هوهوی خزان و برگ زردی دارد
احساس غریب و آه سردی دارد
یک روز که دلتنگ شدی میفهمی
تنهایی لعنتی چه دردی دارد…

حال که این چنین سرد میروی یادت باشد …!!

چیزی به جا نگذاری مبادا برگردی و اشکهایم را ببینی!

قرار نیست بیقراری ام را بفهمی!

قرار نیست بدانی که چند جای این نامه با اشک خیس شده …

و چند واژه را پنهان کرده…

قرار نیست بفهمی دوست داشتن چقدر سخت و عشق چه درد بزرگی است…

قرار نیست که بفهمی چقدر دوستت دارم و چه اندازه این دوست داشتن پیرم کرده…

اما اینها را برایت می نویسم برای روزی که تو دلتنگ باشی

دلتنگ کسی که دوستش داری…!

****

من که خود
زاده ی سرمایِ شب دی ماهم !
بی #تُ با سردیِ بی رحمِ زمستان
چه کُنم ؟!

متن پرمفهوم سرد شدن و بی توجهی

اندوه که از حد بگذرد
جایش را می‌دهد به یک بی اعتنایی مزمن!
دیگر مهم نیست.. بودن یا نبودن؛
دوست داشتن یا نـداشتن …
آنچه اهمیت دارد
کشداری رخوتناک از حسی است…
که دیگر تـو را به واکنش نمی‌کشاند!
در آن لحظه فقط در سکوت غـرق می شوی
و نگاه میکنی و نگاه و نـگــــــــــاه….

عشقم و عزیزم ها همشون کشکه. تو واقعیت باید ببینی که برات چکار میکنه! تو واقعیت باید ببینی که برات حاضره چقدر قدم برداره. چقدر عزیزم و عشقم شنیدیم ولی وقتی که پای عمل رسید، همه پس کشیدن.

****

دردم این نیست که
او عاشق نیست،
دردم این نیست که

معشوق من از عشق تهی است

دردم این است که
با دیدن این سردی ها
من چرا دل بستم..؟!

****

از چشم های” من”
موجِ دوست داشتن می آید
از چشم های” تو ”
سکوت و “دل سردی”
چه چیزی
نیاز است برای از پای در آوردن “عشق”
جز این تضاد تلخ و دلگیر…

چقدر کم توقع شده ام
نه اغوشت را میخواهم
نه یک بوسه
همین که بیایی
از کنارم رد شوی کافیست…!
مرا به ارامش میرساند حتی
اصطکاک سایه هایمان…

متن سوزاننده ی سرد شدن و بی توجهی

می ترسم از آدم ها
آدم هایی که دست می گذارند روی تنهایی ات
مجوزِ ورود می گیرند
و تنهاترت می کنند

آدم هایی که سایه می اندازند روی سرت
و بی تفاوت، سایه سنگین می کنند
آدم هایی که ساده می گیری بودنشان را
و سخت می کنند گذرِ لحظه هایت را

آدم هایی که کوهِ معرفت می شوی برایشان
و آنها مدام می لرزانندت با آتشفشانِ بی معرفتی هاشان
آدم هایی که به هزار و یک خاطره، دلبسته شان می شوی
و انها بی تفاوت میگذرند و می روند ..

****

بزرگترین هراس یک زن
ترس از نادیده گرفته شدن است.
این موجودات ظریف

به گونه ای خلق شده اند
که اگر دشمنانشان هم
نسبت به

آن ها بی اعتنایی کند
رنج خواهند کشید…

****

من بی‌تفاوت نیستم فقط حس می‌کنم

احساساتم کم کم دارن یخ می‌زنن و بی‌حس میشم… همین…

****

وقتی دوسم نداری
فاصله ها نشونس
سردی تو نگاهت
واسه چشام نشونس…

****

ظالم ترین آدم دنیا کسیه که عاشقت میکنه و بعد رابطه اش رو باهات سرد میکنه. این آدما شاید ندونن، اما دنیا دار مکافاته. یه قانونی داریم به اسم قانون کارما که میگه از هر دست بدی از همون دست میگیری. کسی که با تو این کار رو کرد، فردا روز خودش به بدترین شکل ضربه از عشق میخوره.

متن سردی و بی توجهی

خیلی تلخه که برای رفتنش گریه کنی و برای رفتنش لبخند بزنه.

برو…

ترس از هیچ چیز ندارم….

وقتی یقین دارم بیشتر از من…

کسی دوستت نخواهد داشت…

بیشتر از من کسی طاقت کم محلی هایت را ندارد

برو….!

ترس برای چه؟!

وقتی میدانم یه روز تف می اندازی

به روی تمام ان هایی که

به خاطرشان من را از دست دادی…

****

امسال دو بار یخ زدم

یک بار با آمدن زمستان

باری هم از رفتن تو

****

آرام تر سکـــــوت کن …

صداى بى تفاوتى هایت آزارم مى دهــــد

****

حماقت یعنی من …!!!

که انقدر میروم تا تو دلتنگ من شوی‏ …

خبری از دلتنگی تو نمیشود …

برمی گردم …

چون دلتنگت میشوم …

متن سرد شدن و بی توجهی در رابطه

کاش آدم ناراحت بشه،

دلش بگیره،

گریه کنه،

زجه بزنه،

ولی نرسه روزی که

مثل یک تیکه سنگ بی تفاوت بشه…

****

بیخودی به خودت زحمت نده!
این بَذرهای تنفــر
که در دلم می کاری
هرگــــز جوانه نخواهد زد !

****

قلب من یخ زده از سردی این فاصله هاست
تیر ماه است

ولی لرزه بر اندام من است

****

چــقــدر مــتــفــاوتـــنــد آدمــهــا
عــشــق بــرایی یــکــی دلــگــرمــی
و بــرای دیــگــری ســرگــرمــی !

****

سردش بود دلم را برایش سوزاندم!!!
گرمش که شد با خاکستر قلبم نوشت:
خـداحـافـظ .

متن غمگین سرد شدن و بی توجهی

باور کن روزی هزار بار میمیره

کسی که فکر میکنه

برای هیچ کس مهم نیست…

****

از یه جایی به بعد بی‌تفاوتی‌ها بهت یاد میدن که

دیگه دلتنگی‌ها و احساساتتو به زبون نیاری…

****

مغرور نیستم.

فقط دنیا بهم ثابت کرد

توجه زیاد

بی توجهی میاره…

شاید رها شدن و تنها موندن ترسناک‌ترین حس دنیا باشه
اما بی تفاوتی نسبت به رفتن آدم‌ها، یه حس پر از قدرته!
وقتی رهام کردی و رفتی

فکر کردم جایی که وایسادم ته دنیاست
فکر میکردم دیگه نفسم در نمیاد
انگار یکی وایساده روی گلوم و میخواد خفم کنه
فکر می کردم تموم شدم

اخر کارمه
دیگه عاشق نمیشم
دیگه کسی نمیتونه مثل تو منو به وجد بیاره
دیگه هیچ کسی نمیتونه قدر تو توی قلبم جا بشه

ولی رفتنت ته دنیا نبود
اکسیژن کم نیومد
خفه نشدم
تموم نشدم

من بعد تو قوی ترین آدم روی زمین شدم
حالا یه آدم بی تفاوتم
که هر کسی بخواد بره
خودم براش چمدون می بندم…

متن سنگین و سوزاننده ی سرد شدن و بی توجهی

به اندازه ی تمام سه نقطه های دنیا با تو حرف داشتم
اما
نقطه.

***

جلو کوه داد بزنی محبت بر میگرد محبت!

تو از سنگم کمتری؟؟

****

_ چراا؟؟!

_ چی چرا

_ چرا با اینکه میدونی دوستت دارم

با بی توجهی هات

عذابم میدی؟!…

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا