متن و جملات

متن در مورد شرمساری

گاهی آدم به خاطر انجام یه سری کارها احساس شرمساری میکنه ما در مجموعه متن در مورد شرمساری امکان ابراز این شرمساری رو برای شما فراهم کردیم امیدوارم که از ادامه این مطلب زیبا و مفید لذت ببرید

متن در مورد شرمساری

نقل قول نادرست اغلب معلول یک نیت ناپاک است و در نهایت، بی شرمی نفرت انگیز و فرومایگی فطرت و بدذاتی و چنین شخصی همانند کسی که دست به جعل سند می زند دیگر در اختیار خودش نیست و تا ابد اخلاق صدق و راستی را از کف می دهد.

آرتور شوپنهاور

****

شرم زینت جوانان است.
ارسطو

****

مرا ببخش. به تو قول خواهم داد تا تمام سعیم را در جهت جبران خطایم به کار برم و به هیچ وجه از تلاش کردن دست نکشم تا بالاخره بتوانم لبخند رضایت را برایت به ارمغان آورم. تا آن زمان بار سنگین شرمندگی روی دوشم خواهد بود و این هزینه ایست که باید برای کار اشتباهم بپردازم.

متن در مورد شرمساری

دو سه جامی بکش از شرم برآ ای ساقی

از می و نقل به یک بوسه قناعت کردیم

رحم کن بر جگر تشنه ما ای ساقی

شعر درباره شرم و حیا

گر تو یوسف آن همه بالا بلندش بینی

اجر آن است که بر دیده ندارد هوسی

هر که بر آن دیگری، بی حیایی بنگرد

این نگاهش چنان باشد، که فسق و نجسی

****

جان فدا کردم سرافکندم به پیش

زانفعال و جای آن شرمندگی است

گر مرا بینی به غم دل شاد دار

کان غم عشق است واز فرخندگی است

متن در مورد شرمساری

آن عملی که اراده حیات به واسطه ی آن خود را اثبات می کند و انسان به هستی می آید، عملی است که همه در ژرفنای وجودشان از آن شرم دارند و به دقت بر آن سرپوش می گذارند.

آرتور شوپنهاور

****

آنجا که شرم وجود ندارد
افتخاری هم وجود ندارد.
مارتین اوپیتز

متن در مورد اظهار شرمندگی

می دانم اکنون از آب گذشته و دیگر نمی توان کاری کرد. اما خواستم بدانی که تمام تلاشم را کردم که این اتفاق نیفتد. اکنون بابت رخ دادنش از تو معذرت می خواهم و دوست دارم بدانی که بابتش شرمنده هستم و هر جزایی را بخواهی بابتش پرداخت می کنم.

****

از شروع دوباره شرمسار نباشید
چون شما فرصتی برای ساختن خودتان بزرگ تر و بهتر از قبل دارید.
لئون براون

****

شرمندگی من در برابر ضرری که تو کرده ای هیچ است اما میخواهم بدانی که من شرمنده ات هستم. شاید شرمندگی من برای تو دردی را دوا نکند اما بخشی از سنگینی بار خطایم را از روی دوشم بر خواهد داشت. باری که هرباره به من می گوید دلیل خسارت و زیانی که تو دیده ای من هستم.

متن در مورد شرمساری

تا کی از این شرم و حیا شرم بسوزان و بیا

همره دل گردم خوش جانب دلدار روم

صبر نمانده ست که من گوش سوی نسیه برم

عقل نمانده ست که من راه به هنجار روم

****

چنان در دل ریا دارم که از شیطان حیا دارم

چگونه روح بی مقدار به حشر کبریا دارم

برایم پیکی از ایمان بیاور نازنین ساقی

برارم دادی از مستی و رازم برملا دارم

عکس نوشته در مورد شرم

دولت و پایندگی با هم نمی گردند جمع

بر سکندر چشمه سار (زندگی) پوشیده است

روی خود را بعد مردن صائب از شرم گناه

در نقاب خاک از شرمندگی پوشیده است

متن در مورد شرمساری

آن چه با خشم آغاز می شود، با شرم به پایان می رسد.

بنجامین فرانکلین

****

چه کسی را بد می دانی؟
آن کس که همیشه می خواهد دیگران را شرمسار سازد

****

باور کن اگر می توانستم زمان را به عقب باز می گرداندم و هر طور شده کاری می کردم که اتفاقی که تو دوست داری رخ بدهد. اما چه کنم که اکنون زمان گذشته و اتفاقات آن طور که ما میخواستیم روی ندادند. تنها چیزی که الان می توانم از خود بروز دهم، شرمندگی است؛ شرمندگی برای کارهایی که می توانستم انجام دهم و انجام ندادم و خطاهایی که نباید می کردم و کردم.

متن در مورد شرمساری

تماشا نیست کم چشم هوس گر شرم ناک افتد

حیا آئینه گلهای سیراب است شبنم را

گل اشکم اگر منظور جانان شد عجب نبود

گذر در چشم خورشید جهان تا بست شبنم را

شعر شرمندگی

جانا حیا رها کن قدر تو کس نداند

این راز عشق باشد این قصه کس نخواند

گر سهم ما ز عالم یک قطره اشک و آه است

نذر عزای ارباب ع تا نام او بماند

****

در کمینگاه خموشی می توان دریافتن

آنچه از آفات در گویندگی پوشیده است

بی رفیقان آب خوردن می دهد خجلت ثمر

خضر را از دیده ها شرمندگی پوشیده است

****

بهترین مردم کسانی هستند که اگر از آنها تعریف کنید، خجل شوند و چون بد گفتید، سکوت کنند.

جبران خلیل جبران

****

شرم چیزی بیش از انکار حقیقت نیست.

****

شرمنده ام برای اتفاقی که رخ داد. اما از تو میخواهم که لحظاتی خودت را جای من بگذاری و از دید من به این ماجرا نگاه کنی تا مطمئن شوی که هر آنچه در توان داشتم را خرج کردم تا این اتفاق نیفتد اما متاسفانه رخ داد و کنترل شرایط از دست من خارج شد.

شعر در مورد شرم حیا

از عرض احتیاج شکستیم رنگ شرم

آه از حیا که رنگ رخ ما حباب داشت (بیدل)

بقلزمی که تو غواص فطرتی

گوهر گره برشته موج سراب داشت

متن در مورد شرمساری

از حیا حسن جاودان ماند

عرق شرم آب حیوان است

گل بی خار این چمن صائب

در گریبان غنچه خسبان است

****

قسمت دنیا ز اهل آخرت شرمندگی است

حق چو شد بی پرده، باطل زردرویی می کشد

در پری بیش است خجلت کاسه دریوزه را

ماه نو چون گشت کامل زردرویی می کشد

****

نشان آزادی به دست آمده چیست؟ دیگر از خود شرمسار نبودن.

فریدریش نیچه

****

کاش جای شرم
گاهی دل به دریا می زدیم
این که تنهاییم
تاوان خجالت های ماست..

متن زیبا در مورد شرمندگی و شرمساری

آنقدر بابت اتفاقی که افتاده ناراحت هستم که بارها این ارتباط مان را تصور کردم تا ببینم چطور می توانم به چشمانت نگاه کنم و بابت اتفاقی که افتاده، ابراز شرمندگی نمایم. دست آخر هم چیزی به ذهنم نرسید جز اینکه با تمام وجودم از تو معذرت خواهی کنم و به تو قول بدهم که دیگر این اتفاق رخ نخواهد داد.

****

متن در مورد شرمساری

نهفت راه تلاشم عرق فشانی شرم

گل است خاک دو عالم زبس حیا اینجاست

سراغ لیلی خویش از که بایدم پرسید

که گرد محملم و ناله درا اینجاست

****

تو می دانی حیا نصفی است از دین

اگر دین داری تو شرم و حیا دار

کسانی که حیا از دست بدادند

بدان که دین خود را سست نمودند

****

می رسد واجبی ما ز نهانخانه غیب

ما چه شرمندگی از عالم امکان داریم

چشم رغبت نگشاییم به سی پاره ماه

در نظر روی تو پیوسته چو قرآن داریم

****

شوکت و جلال زمانی زاده می شود که گروهی از مردم در ستایش از یک فرد، حجب و حیا را به کلی کنار بگذارند.

فریدریش نیچه

متن زیبا در مورد شرمندگی

بدون ترک غرور نمی توان شرم را کنار گذاشت.
ناشناس

****

من آدمی نیستم که به راحتی شکست رو قبول کنه و آدمی هم نیستم که غرورش رو زیر پا بذاره و جلوی کسی خودش رو کوچیک کنه. اما متاسفانه این اتفاق هم منو شکست داد و هم باعث شد که سرم جلوی تو خم بشه. بابت همه چیزایی که رخ داد و مقصرش من بودم ازت شرمنده ام و معذرت میخوام.

****

دل بر که برد شکوه زبیداد ضعیفی

بر چینی ما سایه مو راه صدا بست

(بدل) نتوان بردنم از خط جبینم

نقاش عرق ریز حیا نقش مرا بست

متن در مورد شرمساری

احساس شرم کمتر نتیجه گناهی بزرگتر است.

دانته آلیگیری

سخن بزرگان در مورد خجالت و شرمسار شدن

شرمندگی باید مختص چیز هایی باشد که انتخاب می کنیم
انجام دهیم
نه شرایطی که زندگی بر ما تحمیل می کند.
آن پچت

***

ممکنه با خودت بگی که شرمندگی تو چه دردی رو از من دوا میکنه اما میخوام بدونی که پشت این شرمندگی تلاش های زیادی نهفته هست که هیچ کدومشون با موفقیت رو به رو نشدن. الان هم نمیگم شرمنده ام تا دردی رو دوا کنم بلکه میگم شرمنده ام چون با تمام وجودم برات تلاش کردم اما نتونستم به هدفی که داشتم برسم.

****

به من بتاب
که سنگ سرد دره ام
که کوچکم
که ذره ام
به من بتاب
مرا ز شرم مهر خویش آب کن
مرا به خویش جذب کن
مرا هم آفتاب کن…

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا