متن و جملات

شعر عاشقانه ولنتاین رمانتیک

یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب     کز هر زبان که میشنوم نامکرر است.

هر عاشق غم جانانه عشق را به یک نحو بیان میکند و چه خوب است که در این روز عشق، شما هم با شعر عاشقانه ولنتاین رمانتیک، حس خود را بیان کنید.

اشعار زیبای رمانتیک و احساسی روز عشق یا ولنتاین

دلا رقصی بکن، وقت نگاهه
زمان بوسه و آغوش به جانه
در این روز صفا و خنده ی عشق
ولنتاین، ولنتاین خدایه
دلا! خنده بکن، تا اوج بگیری
در آغوش دلت، آروم بگیری
دلا! عشقی گرفتی، در دل خود
به گرمی نگاه خنده خود
ولنتاین منم آغاز گشته
برای این چنین روزی نشسته
ولنتاین، قسمت هر دل نگردد
ضمیر وصله و پنبه نگردد
ولنتاین، روز این عشاق بوده
برای عاشقان هم راز بوده
ولنتاین مهره مهر الهی ست
برای عاشقان لطف خدایست
نمی بازم خودم را در چنین روز
دلم زندون شده در حلقه ی دوست
ولنتاین، ولنتاین، ولنتاین،
مبارک باشد این جشن ولنتاین

****

نگير از اين دل ديوانه، ابر و باران را
هواي تنگ غروب و شب خيابان را

اگر چه پنجره ها را گرفته اي از من
نگير خلوت گنجشکهاي ايوان را

بهار، بي تو در اين خانه گل نخواهد داد
هواي عطر تو ديوانه کرده گلدان را

بيا که تابستان، با تو سمت و سو بدهد
نگاه شعله ور آفتابگردان را

تو نيستي غم پاييز را چه خواهم کرد
و بي پرنده گي عصرهاي آبان را

سرم به ياد تو گرم است زير بال خودم
اگر به خانه ام آورده اي زمستان را

بريز! چاره ي اين عشق، قهوه ي قجري ست

که چشمهاي تو پر کرده اند فنجان را …!

****

به عاشقان و معشوقه های شهر بگویید…

دلبری برای یکدیگر را…

بگذارند به وقت تنهاییشان!

خیابان،مترو و تاکسی جای دست کشیدن روی ابرو…

سر روی شانه گذاشتن. و لمس شال و گیسو نیست…

شاید یک نفر چشمانش را بست…

شاید یک نفر خاطرش پر کشید…

شاید یک نفر دلش رفت…

شاید یک نفر دلش تنگ شد

شعر عاشقانه ولنتاین رمانتیک

اگه بگم که قول مي دم تا هميشه باهات باشم
اگه بگم که حاضرم فداي اونچشات بشم

اگه بگم تو آسمون عشق من فقط تويي
اگه بگم بهونه ي هر نفسم تنها تويي

اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت مي کنم
اگه بگم زندگيمو بذر بهارت مي کنم

اگه بگم ماه مني هر نفس راه مني
اگه بگم بال مني لحظه ي پرواز من ميشي

برام خاطره ي قشنگ لحظه ي وصال ميشي
برام باغبون ميوه هاي تشنه وکال ميشي

برام ماه شباي بي سحر ميشي
برام ستاره ي راه سفر ولي بدون هرجا باشي يا نباشي مال مني

بدون اگه براي من هم نباشي عشق مني

شعر زیبای عاشقانه ولنتاین

تويي که ناب ترين فصل هر کتاب مني
شروع وسوسه انگيز شعر ناب مني

من آن سکوت شکسته در آسمان توام
و تو درآمد دنيا و آفتاب مني

چقدر هجمه ي تشويش بي تو بودن ها
تويي که نقطه ي پايان اضطراب مني

براي زندگي ي بي جواب و تکراري
به موقع آمدي و بهترين جواب مني

روان در اوج خيالم چو رود مي ماني
هميشه جاري و مانا در عمق خواب مني

نفس پس از گذرت از حساب مي افتد
و تو دليل نفس هاي بي حساب مني

رها مکن غزلم را هميشه با من باش
که ختم خاطره انگيزه شعر ناب مني

****

هر شب به تو با عشق و طرب می‌گذرد
بر من زغمت به تاب و تب می‌گذرد

تو خفته به استراحت و بی تو مرا
تا صبح ندانی که چه شب می‌گذرد

شعر عاشقانه ولنتاین رمانتیک

کوچه پس کوچه‌های قلبت
چه جای امنی برای قدم‌های من است
دوست داشتنت قشنگ
عشقت پر از امنیت
و خواستنت پر از لطافت است
حالا با این همه خوبی
چرا من هم تو را نخواهم؟
میخواهمت جان دلم
با تمام قلبم…

****

گویند که روز عاشقی امروز است
چه خطایی، عاشقی هرروز است

آنکس که ز عشق و عاشقی سرشار است
هر روز و هرساعت او پربار است

آن کس که دلش ز عشق غم‌سوز شده
امروز برایش، بدترین روز شده

همه در شادی و او غمگین است
امروز مرام خلق عاشق این است

وقتی عشق نباشد، نفست جانکاه است
او رفته و جای تو قربانگاه است

هرچه سیلی بزنی، صورت زردت پیداست
این همه مهر و محبت، جای دردت پیداست

عشق اگر عشق شود لایق جانانه شود
و اگر مشق شود لایق بتخانه شود

آنکس که ز عشق واله و شوریده شود
بی‌گمان لایق عشق جاودانه شود

هربار که دل به عشق دادم سوختم
تیری به قلب زد و به دیوار دوختم

من دگر دل ندهم که نقرهٖ داغ شوم
من دگر رو ندهم شهره آفاق شوم

شعر ولنتاین

ای ابر چراست روز و شب چشم تو تر
وی فاخته زار چند نالی به سحر

ای لاله چرا جامه دریدی در بر
از یار جدایید چو مسعود مگر

****

نیستی پیشم ولی عشقت که هست
این دل تو رو میشه دل بهش که بست
میشه تا ابد پای عشقت نشست
نیستی ولی دل تو هست که پیشم
حتی عکس که میدی آروم می‌شم
من واسه عشق تو پر می‌کشم
ولنتاینت مبارک به تو دل بستم عشقم
به یادم باش عزیزم به یادت هستم عشقم

****

تجسمت می‌کنم اینجا پیشم میشم دیونه که باهات قاطی شم
باز می‌دم بهت کادو یه خرس پشمالو که من عشقمو واسه تو نوشتم
با یه گل گذاشتم من توی دستش راستش حال میده حتی فکرش
یه ولنتاین قشنگ با تو با شمع و شعر و گل و شکلاتو
لبات و گرمی لمس دستات آره میدونی میشم مست با تو
پس با تو که هست جا خالی خیالی ولنتاین میشه عالی
نیستی پیشم ولی عشقت که هست
این دل تو رو میشه دل بهش که بست
میشه تا ابد پای عشقت نشست
روز عشق و من تو فکر تو عشقی که ندارم به غیر تو قید تو نمیشه زد حیف تو
ولنتاینت مبارک به تو دل بستم عشقم به یادم باش عزیزم به یادت هستم عشقم
واسه ما که ولنتاینه هر روز هر روز با عشق میشیم رو در رو
نمیاریم ما که خم به ابرو دنیا رو می‌بریم ما از رو
مجروح این دل منه که شکست ولی عشق همیشه برندست
مگه میشه جلو عشق و بست نیست اگه خیالش که هست
یه رابطه قشنگ با حسی که غیر از ما نداره هیچکسی که
بوس می‌کنیم همو با استیکر حرف‌های در گوشی با اسپیکر
نیستی پیشم ولی عشقت که هست
این دل تو رو می‌شه دل بهش که بست
می‌شه تا ابد پای عشقت نشست
نیستی ولی دل تو هست که پیشم
حتی عکس که می‌دی اروم میشم
من واسه عشق تو پر می‌کشم
ولنتاینت مبارک به تو دل بستم عشقم
به یادم باش عزیزم به یادت هستم عشقم

شعر عاشقانه ولنتاین رمانتیک

همگان به جست‌ و جوی خانه می‌گردند
من کوچه‌ خلوتی را می‌خواهم
بی‌ انتها برای رفتن
بی‌ واژه برای سرودن
و آسمانی برای پرواز کردن
عاشقانه اوج گرفتن
رها شدن

****

ماه غیر تو دیدن ممنوع
ناز چشم جز تو خریدن ممنوع
تابلویی بر سر دروازه ی قلبم زده ام
که ورود احدی جز تو اکیدا ممنوع
ولنتاین مبارک!

شعر روز عشق

یه روزی وسط سقف اتاقم
یه ماهو توی آسمون کشیدم

گمونم آرزوی من تو بودی
تورو دارم به آرزوم رسیدم

تو انتهای خوبی روی زمینی
تو آغوشت پر از شکوفه داری

با تو زمستونم معنا نداره
آره انگار که تو خود بهاری

ولنتاین یه روز خوب عاشقونه
دلم واسه تو می‌خونه
که دوست دارم بی‌بهونه

تو که بخوای واسم کاری نداره
به سمت آسمون پله می‌ذارم
همه وب ‌ها رو برمی‌دارم
یکی یکی روی موهات می‌کارم

من عاشقم من عاشقم من عاشقم
یه عاشق دیوونه

من احساسم به تو خیلی شدیده
یه زندگی برای تو می‌سازم
که هیچکی توی خوابشم ندیده

ولنتاین یه روز خوب عاشقونه
دلم واسه تو می‌خونه
که دوست دارم بی بهونه

شعر عاشقانه ولنتاین رمانتیک

کاری کن
ساحل
رویای رسیدن به تو نباشد
در دریا
چاره جز
عاشق بودن
نیست

****

و تو را آن گونه که می خواهی دوست دارم
ای مهربان! پرنده خیالم با یاد تو به اوج آسمان ها پر خواهد گشود.

****

هدیه‌هایی که برات گرفتم و جمع می‌کنم ازشون یه کوه درست می‌کنم به اسم تجربه
نگاشون می‌کنم و نفرینت می‌کنم
شب عشقه شب دوتایی بودن نمی‌خوام کادو فقط کاش با تو بودم
داغ امشب بیشتر از شب تولدم بودش یاد تو میاد تو سرم می‌زنم زیر گوشش
به جای کادو گل من امشب بیا کنارم تو رو به جون هر دومون فقط همین یه بارم
بیا دیگه قول می‌دم که اسمت نیاد تو مهمونی بیا بذار ببینمت عیبی نداره با اونی
دیدی زخم دارم شدی برام با نمک بریز روش خودمو رازی کردم با کلک مثل گریه زیر دوش
رو به روم یه عروسک درست چشاش شبیه تو انقدی کشیدم که عروسکم سیگاری شد
قفلم رو آدما وقتی از جلوم میگذرن اینا هم رحم ندارن میبینن امشب تنهام دوتایی می‌پرن
جای خالی تو رنگ خون پر کرد قرمز قرمزی کادوی ولنتاین  بدنت اه چشامو خون پر کرد
وقتی دائما کرد عشق تو قیمتی‌ها ببینم لمست چند ببینم امشب اگه بخوام باشی پیشم چند
نمی‌خوام هیچی ازت ببینمت کافیه چون برای بار آخره ندید بگیر خاطره کن
امشبم می‌گذرونم مثل تمام شب‌هایی که مهم بودن و نبودی تو لعنتی کجایی پس
جمع کن از جلوم هدیه‌هاتو‌ها بگو مگه غیر از اینه جلوی هر نانجیبی گریه و اشک
باعثش تویی دیگه‌ها بگو مگه غیر از اینه
به جای کادو گل من امشب بیا کنارم تو رو به جون هر دومون فقط همین یه بارم
بیا دیگه قول می‌دم که اسمت نیاد تو مهمونی بیا بذار ببینمت عیبی نداره با اونی
دوباره چهارده فوریه رسید تنهام امسال عشق نه دیگه مرسی واسه تو دنبال یه کادوی اسمی
کادوی ولن تو یه عروسک خرسی ببخشید بوی دود میده
آواره خیابونا می‌بینم دختر پسر به هم کادو میدن به خدا … وقتی دلو می‌گیرن و قلوه میدن به هم دیگه
لعنتی    موندی دستامو خوب ول کرد تلخه تلخیام که وقتی با اون رفتی بیرون جا تو رو برام دود پر کرد
اه بهم گفت لات ولگرد
خدایی وقتی رفتی بگو چی بود فازت هنوز رو بازومه جای رد گازت من که بودم باهات همه جوره موندم به پات
محمدت دیگه مرده با چشم بازه دیگه دستامو لای موهات نمی‌ذارم دیگه مثل قدیم سر به سرت نمی‌ذارم
ای چشمش شی با این که چشمات سگ داره ولی دیگه محل سگ بهت نمی‌ذارم

شعر عاشقانه ولنتاین رمانتیک

بر عشق توام، نه صبر پیداست، نه دل
بی روی توام، نه عقل بر جاست، نه دل

این غم، که مراست کوه قافست، نه غم
این دل، که توراست، سنگ خاراست، نه دل

اشعار کوتاه روز ولنتاین

تمام ترانه هایم ترنم یاد توست و تمام نفس هایم خلاصه در نفس های توست
ای زلال تر از باران و پاک تر از آیینه، به وجود پر مهر تو می بالم

****

درد یعنی از بغض زیاد خفه شدی از حرص می‌خوای هرچی عروسکه خفه کنی
یعنی مثل من از دانهیل متنفری چون این بو رو می‌دادی وقتی که گفتی باید بری
درد یعنی از قدم زدن بدت بیاد یعنی از هر چی که م‌یترسیدی سرت بیاد
یعنی یه پرسپولیسی متعصب باشی ولی از رنگ قرمز سر ولن بدت بیاد
رد می‌شم از کوچتون زل می‌زنم به خونتون کجایی پس کی میایی
می‌خوام آروم باشم صدات بیاد تو گوشم ذره ذره آب میشم نخواستم خار بره تو پاش
یواش یواش جلو همه من خار میشم انقده داد زدم و تو کوچتون زار زدم
تنهاییمو جار زدم و هی دم از یار زدم سقفمم بازه هنوز و پشت سر هم توی
دونه دونه تیغ و روی تک تک زخمام زدم
یه شیشه‌ای توی دستمه سیاهی توی چشممه دستو پا تلو تلو می‌خورم زمین تو خیابون
گذاشتی تو سر به سرم و نخواستی باشه سر به تنم هی می‌گفتی دردسرم بسه دیگه
سر چشای آبی بود که می‌خواستی منو لنز مشکی می‌زنم و تار می‌بینم و اشک می‌ریزم
گفته بودم کله خرم می‌ری برو به درک ولی سفید می‌شه تک تک موهای رو سرم
به زخم من نمک نزن یه روز تو هم عاشق میشی اونم میره از پیش تو درد جدایی می‌کشی
لعنت به عشق و عاشقی لعنت به این فاصله‌ها ای دل خدا صبرت بده تو موندی و خاطره‌ها
گریه نکن آره میرم میرم میرم بی وفا عاشقی دروغه آخه کجا میره بدون من خدا
می‌بینی یه روز سر خاکم نشستی اشک ازت میاد بنویس رو قبرم زیر خاکم ولی دوسش دارم زیاد
داد بزن نترس عقده‌هاتو رو سر من خالی بکن من دارم دق می‌کنم مرگ ایمان کاری بکن
فدای سرت فدای موت نیفتادی از سر من فدای سرت ناز شصتت که حس میشه
جای خالی سرت روی سینه من این همه از این و اون بزن و ببر و بخر براش
واسش مثل پادو باش توی ماه یه هفته نمی‌خوانت تو که اوضات قرمزه مثل کادوهات
قربون رژ لب پخش شده دور لبت قربون کبودی پر رنگ روی گردنت
فدای برق چشات حس صدات معصومیت توی نگات فدای سرت که زدی زیرشو
رفتی ندیدی پشت سرتو فدای سرت که بغض کردم شکستم و گریه کردم
زجه‌های الان من هق هق‌های ایمانته خراب شدی هرزه شدی رل بزن تیک بزن
جوش بخور برو که ایمانته
گریه نکن آره میرم میرم میرم بی‌وفا عاشقی دروغه آخه کجا میره بدون من خدا
می‌بینی یه روز سر خاکم نشستی اشک ازت میاد بنویس رو قبرم زیر خاکم ولی دوسش دارم زیاد

****

جهان بی عشق سامانی ندارد
فلک بی میل دورانی ندارد

نه مردم شد کسی کز عشق پاکست
که مردم عشق و باقی آب و خاکست

چراغ جمله عالم عقل و دینست
تو عاشق شو که به ز آن جمله اینست

****

دلا! خنده بکن، تا اوج بگیری
در آغوش دلت، آروم بگیری
دلا! عشقی گرفتی، در دل خود
به گرمی نگاه خنده خود
ولنتاین منم آغاز گشته
برای این چنین روزی نشسته
ولنتاین، قسمت هر دل نگردد
ضمیر وصله و پنبه نگردد
ولنتاین، روز این عشاق بوده
برای عاشقان هم راز بوده
ولنتاین مهره مهر الهی ست
برای عاشقان لطف خدایست
نمی بازم خودم را در چنین روز
دلم زندون شده …

****

تویی که ناب ترین فصل هر کتاب منی
شروع وسوسه انگیز شعر ناب منی

من آن سکوت شکسته در آسمان توام
و تو درآمد دنیا و آفتاب منی

چقدر هجمه ی تشویش بی تو بودن ها
تویی که نقطه ی پایان اضطراب منی

برای زندگی ی بی جواب و تکراری
به موقع آمدی و بهترین جواب منی

روان در اوج خیالم چو رود می مانی
همیشه جاری و مانا در عمق خواب منی

نفس پس از گذرت از حساب می افتد
و تو دلیل نفس های بی حساب منی

رها مکن غزلم را همیشه با من باش
که ختم خاطره انگیزه شعر ناب منی

شعر کوتاه و عاشقانه روز ولنتاین

خیال روی تو در هر طریق همره ماست

خیال روی تو در هر طریق همره ماست
نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست

به رغم مدعیانی که منع عشق کنند
جمال چهره تو حجت موجه ماست

ببین که سیب زنخدان تو چه می‌گوید
هزار یوسف مصری فتاده در چه ماست

اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد
گناه بخت پریشان و دست کوته ماست

به حاجب در خلوت سرای خاص بگو
فلان ز گوشه نشینان خاک درگه ماست

به صورت از نظر ما اگر چه محجوب است
همیشه در نظر خاطر مرفه ماست

اگر به سالی حافظ دری زند بگشای
که سال‌هاست که مشتاق روی چون مه ماست

شعر عاشقانه ولنتاین رمانتیک

وقتى کسى تو را عاشقانه دوست دارد
شیوه بیان اسم تو
در صداى او متفاوت است
و تو مى دانى
که نامت
در لب هاى او ایمن است
بهترینم ولنتاینت مبارک

****

دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی

****

چندان به تماشایش برنشستیم
که بامدادی دیگر برآمد
و بهاری دیگر

از چشم اندازهای بی برگشت در رسید
از عشق تن جامه‌ای ساختیم روئینه
نبردی پرداختیم که حنظل انتظار
بر ما گوارا آمد

ای آفتاب که برنیامدنت
شب را جاودانه می‌سازد
بر من بتاب
پیش از آن‌که در تاریکی خود گم شوم

محمد شمس لنگرودی

****

روز ولنتاین، هر کادوی قرمز
می تواند برای تو باشد و امروز
دست مردان شهر
چقدر کادوی قرمز هست…

اشعار رمانتیک برای روز عشق

محترم دار دلم کاین مگس قند پرست
تا هوا خواه تو شد فر همایی دارد

از عدالت نبود دور گرش پرسد حال
پادشاهی که به همسایه گدایی دارد

اشک خونین بنمودم به طبیبان گفتند
درد عشق است و جگرسوز دوایی دارد

ستم از غمزه میاموز که در مذهب عشق
هر عمل اجری و هر کرده جزایی دارد

نغز گفت آن بت ترسا بچه باده پرست
شادی روی کسی خور که صفایی دارد

****

شعر عاشقانه ولنتاین رمانتیک

به خاطر مردم است که می‌گویم
گوش هایت را کمی نزدیک دهانم بیار

دنیا
دارد از شعرهای عاشقانه تهی می‌شود
و مردم نمی‌دانند
چگونه می‌شود بی هیچ واژه ای
کسی را که این همه دور است
این همه دوست داشت

****

هر که در عاشقی قدم نزده اســت
بر دل از خون دیده نم نزده اســت

او چه دانــد که چیست حالت عـشـق
که بر او عـشـق، تیر غم نزده اســت

****

دگر از درد تنهایی، به جانم یار می‌باید
دگر تلخ است کامم، شربت دیدار می‌باید

ز جام عشق او مستم، دگر پندم مده ناصح
نصیحت گوش کردن را دل هشیار می‌باید

مرا امید بهبودی نماندست، ای خوش آن روزی
که می‌گفتم: علاج این دل بیمار می‌باید

بهائی بارها ورزید عشق، اما جنونش را
نمی‌بایست زنجیری، ولی این بار می‌باید

****

در این هستی غم انگیز
وقتی حتی روشن كردن یک چراغ ساده «دوستت دارم»
كام زندگی را تلخ می‌كند

وقتی شنیدن دقیقه ای صدای بهشتی‌ات
زندگی را تا مرزهای دوزخ می‌لغزاند
دیگر نازنین من
چه جای اندوه؟
چه جای اگر؟
چه جای كاش؟
و من…

این حرف آخر نیست!
به ارتفاع ابدیت دوستت دارم
حتی اگر به رسم پرهیزکاری های صوفیانه
از لذت گفتنش امتناع كنم

شعر عاشقانه برای عشقم

تا کی دل من چشم به در داشته باشد؟
ای کاش کسی از تو خبر داشته باشد
آن باد که آغشته به بوی نفس توست
از کوچه ما کاش گذر داشته باشد . .
ولنتاین مبارک

****

دعوت من بر تو آن شد کایزدت عاشق کناد
بر یکی سنگین دل نامهربان چون خویشتن

تا بدانی درد عشق و داغ هجر و غم کشی
چون به هجر اندر بپیچی پس بدانی قدر من

****

چو لعل شکرینت بوسه بخشد
مذاق جان من ز او پر شکر باد

مرا از توست هر دم تازه عشقی
تو را هر ساعتی حسنی دگر باد

و گر کنم طلب نیم بوسه صد افسوس
ز حقه دهنش چون شکر فرو ریزد

من آن فریب که در نرگس تو می‌بینم
بس آب روی که با خاک ره برآمیزد

فراز و شیب بیابان عشق دام بلاست
کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد

شعر عاشقانه ولنتاین رمانتیک

تــو باید بتــابی به دنیای مــن
که بی‌تــاب مانــدم، که دلواپسی
ببین! زنــدگی تــاب بازی شــده
که هی میروی و به مــن میرسی

اشعار و جملات رمانتیک برای فرستادن در روز عشق

تا در ره عشق آشنای تو شدم
با صد غم و درد مبتلای تو شدم

لیلی‌وش من به حال زارم بنگر
مجنون زمانه از برای تو شدم

***

راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست
آنجا جز آن که جان بسپارند چاره نیست

هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست

ما را ز منع عقل مترسان و می بیار
کان شحنه در ولایت ما هیچ کاره نیست

از چشم خود بپرس که ما را که می‌کشد
جانا گناه طالع و جرم ستاره نیست

او را به چشم پاک توان دید چون هلال
هر دیده جای جلوه آن ماه پاره نیست

فرصت شمر طریقه رندی که این نشان
چون راه گنج بر همه کس آشکاره نیست

نگرفت در تو گریه حافظ به هیچ رو
حیران آن دلم که کم از سنگ خاره نیست

****

 تمام ترانه هايم ترنم ياد توست و تمام نفسهايم خلاصه در نفسهاي توست
اي زلال تر از باران و پاکتر از آيينه به وجود پر مهر تو مي بالم

و تو را آنگونه که ميخواهي دوست دارم

اي مهربان – پرنده خيالم با ياد تو به اوج آسمانها پر خواهد گشود

و زيبايي ات را به رخ فرشتگان خواهد کشيد
تبسمي از تو مرا کافيست که  از هيچ به همه چيز برسم

منتظر لحظه اي هستم که دستانت را بگيرم

در چشمانت خيره شوم ولنتاين

دوستت دارم را بر لبانم جاري کنم

منتظر لحظه اي هستم که در کنارت بنشينم

سر رو شونه هايت بگذارم….از عشق تو…..

از داشتن تو…اشک شوق ريزم

منتظر لحظه ي مقدس که تو را در اغوش بگيرم

بوسه اي از سر عشق به تو تقديم کنم

وبا تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هديه کنم

اري من تورا دوست دارم

و عاشقانه تو را مي ستايم

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا