شعر

شعر عاشقانه دریا و ساحل

دریا و ساحل مورد علاقه ی ما ایرانیاست. به همین دلیل شعر عاشقانه دریا و ساحل در ادبیات ما به شدت وجود داره. در این پست ما زیباترین متن ها و شعرهای عاشقانه در این خصوص رو براتون فراهم کردیم. امیدواریم لذت ببرید.

شعر عاشقانه دریا و ساحل

مثل ساحل آرام باش

تا مثل تلاطم بی‌قرارت باشند

مثل ساحل باش

وقتی کسی روی دلتان خط خطی می‌کند

و یا چیزی حک می‌کند که ناراحت می‌شوید

موجی از خوبی بفرستید و همه چیز را پاک کنید

شما ساحل آرامش شوید

****

از این دریا تا این عکس

که در آلبوم کدر شده است

راهی نیست

فقط باید صبور بود

تا آواز این مرغ دریایی

به پایان برسد

تا

ما یاد همه‌ی کافه‌های جوانی را

به دریا بریزیم

دست‌های ما

خالی است.

****

شبیه ساحل
آغوش باز کن
تا خیال دریا بودن کنم

شعر عاشقانه دریا و ساحل

مرا بازیچه خود ساخت چون موسی که دریا را

فراموشش نخواهم کرد چون دریا که موسی را

شعر عاشقانه درباره دریا و ساحل

تو مثل چشم دریا عاشقی و پاک و بارانی

و من یک تکه از دریا؛ ولی نمناک و طوفانی

****

دریای شورانگیز چشمانت چه زیباست
آنجا که باید دل به دریا زد همین جاست

شعر عاشقانه دریا و ساحل

مرا بپوش از چشم‌های بی‌پروا

مرا غرق کن در تلاطم آغوشت

آن چنان که از تو

به هیچ ساحلی نرسم

****

وقتی دلت گرفته باشه
تمام آرامش یک ساحل را هم به تو بدهند
باز هم دل تو بارانی ست
خیس تراز دریا خراب تر از امواج

شعر در مورد دریا

به تمنای تو دریا شده ام! گرچه یکی ست
سهم یک کاسه ی آب و دل دریا از ماه

****

عشق با این همه نیرنگ عواقب دارد
جدل آینه و سنگ عواقب دارد

رود بی تاب برای لب دریاست ولی
جاده فرسنگ به فرسنگ عواقب دارد

****

طوفان بکن! مرا بشکن! دل نمی کنم
دریا تمام هستی دریا نوردهاست

شعر عاشقانه دریا و ساحل

شمال و غروب و معمای تو
کدوم روز خوب تماشای تو
امان از نم جاده و بغض من
می بارم برای سبک تر شدن
کدوم ساحل دنج پهلو تو
بشینم پی ردی از بوی تو
صدف تا صدف اوج غم با منه
دل تنگمو صخره پس میزنه

****

شبیهِ ساحل،
آغوش باز کن
تا خیالِ دریا بودن کنم!
خدایم باش تا با شعر عبادت ‌شوی
مجنون بخوان مرا تا قاب بگیرم صدایت را‌
حالا دیگر از سینه ی دیوار هم
نجوایِ دوستت دارم ‌می آید!
بیشتر دیوانگی کنم…
با من، ما می شوی..؟

متن و جملات عاشقانه دریا

تو گفته بودی می‌کشد دریا به هر سویت

من گفته بودم با توام! پارو به پارویت

شعر عاشقانه دریا و ساحل

من و تو ساحل و دریای همیم اما نه!

ساحل این قدر که در فاصله با دریا نیست

****

بس دیده که شد در انتظارت
دریا و نمی‌رسد به ساقت

****

به دریا می‌زنم شاید به سوی ساحلی دیگر

مگر آسان نماید مشکلم را مشکلی دیگر

شعر عاشقانه دریا و ساحل

کجایی ساحل آرامش دریای طوفانی
پریشان بودم ای دریا تو را طوفان صدا کردم

شعر نو درباره دریا

دریای شورانگیز چشمانت چه زیباست

آنجا که باید دل به دریا زد همین جاست

****

****

يک شب، باد با تو خوانده بود

يک شب که تو بر دامنت می گريستی

پرنده از تو می گفت

موج از انبوه زخم نمک

آب از تهی شدن

اما کسی مرا به فصل تنهايی تو نخوانده بود.

****

عجیب شباهتی داشتی با دریا
دریا نیز غرقش که می شوی پس ات می زند

****

چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت که از دوری

برآید از دلم آهی بسوزد هفت دریا را

« سعدی »

شعر زیبا درباره دریا

نزدیکت می شوم بوی دریا می آید

دور که می شوم صدای باران

بگو تکلیفم با چشمهایم چیست ؟

لنگر بیندازم و عاشقی کنم یا چتر بردارم و دلبری کنم ؟؟

شعر عاشقانه دریا و ساحل

می خواهم آنقدر به پایت گریه کنم که دریا پیش چشمانم کم بیارد

****

کلافی در دلم پیچید و گم شد
که لب واله و شیدای خم شد
به دریایی فرو افتادم ای دوست
که ساحل پیش چشمانم مهم شد.

****

تو گفته بودی می‌کشد دریا به هر سویت

من گفته بودم با توام! پارو به پارویت

****

این ساحل خسته را تو پیدا کردی
این موج نشسته را تو برپا کردی
من خامش و خسته خفته بودم ای عشق
مرداب دل مرا تو دریا کردی

عکس نوشته های پر احساس دریا

از من
تا
تو
هفت آسمان
دریاست

 

****

شعر عاشقانه دریا و ساحل

اول دریا، آرام بود

و شب ها راه نمی رفت

تا تو هوای شهر به سرت زد

حالا هزار سال است

دریا گیج

هی می رود

هی بر می گردد..

****

عشق می‌گفت به دریا بزنم قلبم را

عشق پیروز شد و عقل مرا دل دزدید

****

یک قطره ی آبم که در اندیشه ی دریا
افتادم و باید بپذیرم که بمیرم

****

دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم

و اندر این کار دل خویش به دریا فکنم

از دل تنگ گنهکار برآرم آهی

کآتش اندر گنه آدم و حوا فکنم

دامن دریای بی ساحل

ای ماه شب دریا ای چشمه زیبائی

یک چشمه و صد دریا فری و فریبائی

****

دل به دریا می‌زنم من، دل به دریا می‌زنی؟

تا توکل بر هر آنچه پیش آید کنیم

****

حالا دیگر دریا میدانذ چقدر دوستت دارم…

بس که نامت را درگوش صدف‌هایش خوانده‌ام

شعر عاشقانه دریا و ساحل

حکایت من…

حکایت کسی بود

که عاشق دریا بود

اما قایق نداشت

جملات زیبای عاشقانه ساحل

چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت که از دوری
برآید از دلم آهی بسوزد هفت دریا را

***

هفت دریا را برایت غرق خون آورده‌ام

آسمان را پیش پایت سرنگون آورده‌ام

نام زیبایت زبانم را چنان در بند خواست

کز زبونی واژه ها را واژگون آورده‌ام

****

به دامن گرچه دریا دارد اما
گریبانش نم جویی ندارد

چو کشتی شو عنان از پاردم ساز
ازین دریا که لولویی ندارد

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا