متن و جملات

جملات در مورد سرد شدن، کمرنگ شدن و بی حس شدن از عشق

متن هایی در مورد سرد شدن و کمرنگ شدن عشق در زندگی که گلچین شده و برای شما آماده گردیده. جملاتی از سردشدن عشق مناسب همسر.

جملات در مورد بی احساسی و سرد شدن نسبت به رابطه عاشقانه

پشت هر زن افسرده ای
یه مرد بی احساس نشسته..

***

یک نفر گاهی همه زندگیت است
برای همین است که دلت
برای همان یک نفر تنگ می شود
این روزها بار عظیمی
بر شانه هایم نشسته
باری بیشتر از توان شانه هایم
مثل الان
که تنها نشسته ام
نه اتفاق بدی افتاده
نه از دستش ناراحتم
نه بیمارم و نه
ولی از ته دل چیزی کم دارم
ببین
دستانت را
حضورت را
خود خودت را کم دارم
نه صدایت را، آن
هم از فاصله هزار کیلومتری..

***

دوست داشتن یه واژه ایه که نمیشه توصیفش کرد. وقتی که کسی رو دوست داری، تمام وجودت وابسته به اون میشه و حاضری خودت ضربه بخوری اما خار به پای طرف نره. اما امان از روزی که طرفت تو رو دوست نداشته باشه! اون موقع بدترین ضربه رو میخوری، از طرف همون کسی هم میخوری که حاضر نبودی خار به پاش بره.

جملات ادبی در مورد سرد شدن از عشق

متن درباره سرد شدن رابطه عاشقانه

ببخشید؛

قلب من انگار،

حوالی بی تفاوتی‌های شما،

دارد جان می‌دهد!

زیاد مزاحم روزهایتان نمی‌شوم.

تنها اگر می‌شود؛

جان دادنش را تماشا نکنید!

آخر

***

خیلی ادای صبورها رو در میاری، خیلی میخوای خودت رو صبور نشون بدی، اما بدون که شب وقتی که قراره بخوابی، تازه داستان اصلی شروع میشه. تازه میفهمی که کجای ماجرایی و چه اتفاقاتی افتاده. اون موقع هست که دلتنگی تمام وجودت رو در بر میگیره. اون موقع هست که آتش حسرت توی دلت شعله میگیره که چرا رفت و چرا تنهام گذاشت.

***

خیلی سخته…
به خاطر کسی که دوسش داری…
همه چیز رو از سر راهت خط بزنی…!!
بعد بفهمی…
خودت تو لیستی بودی که…!
اون به خاطر یکی دیگه…
خطت زده..!

***

من که خود
زاده ی سرمایِ شب دی ماهم !
بی #تُ با سردیِ بی رحمِ زمستان
چه کُنم ؟!

جملات ادبی در مورد سرد شدن از عشق

حرفهایم راتعبیرمیکنی،سکوتم راتفسیر

دیروزم رافراموش،فردایم راپیشگویی

به نبودنم مشکوکی،دربودنم

مردد،از هیچ گلایه می سازی،ازهمه چیزبهانه

من کجای این نمایشم

***

می ترسم کسی جایم را در قلبت بگیرد

بوی تنت را بگیرد

آغوشت را از من بگیرد

چه احساس مبهمی است حسادت !

***

دردم این نیست که
او عاشق نیست،
دردم این نیست که
معشوق من از عشق تهی است
دردم این است که
با دیدن این سردی ها
من چرا دل بستم..؟!

جملات ادبی در مورد سرد شدن از عشق

من بعد سرد شدن رابطمون دنبال آرامش میگشتم
آرامش من توی فراموش کردنت نبود،
آرامش من تو خاطراتی بود که باهات داشتم..
اونقدر زمان صرف مرور کردن خاطرات کردم که
نفهمیدم عمرم رو به پای عشق تو گذاشتم..

***

با تو که بودم فرق داشتم، با تو که بودم انگار آدم دیگه ای بودم. هر چی بودم، میدونم که خودم نبودم. من آدمی نیستم که غرورم رو بشکنم، من آدمی نیستم که عزتم رو زیر سوال ببریم. اما نمیدونم با تو که بودم چرا همه چی فرق داشت! انگار هیچ غروری نداشتم، انگار همه عزتم رو فدای یک تار موی تو کرده بودم. الان همه ی اون غرور و عزت نیست شده! با رفتن تو اونا نابود شدن.

***

یادش بخیر…
‏”من بودم و تو”
او بود و دیگری…
این روزها…
‏”تویی و او”
من ماندم و خدا

***

به این همه دلسردی،
که توش زندگی میکنم دلبستم …

جملات ادبی در مورد سرد شدن از عشق

“دوستت دارم” ها رو به کسی نگو

نگه دار برای خودم

من جانم را

برای شنیدنش

کنار گذاشته ام…

متن کوتاه و ادبی در مورد سرد شدن از رابطه

سردی دست تو هنگام وداع
خبر آورد مرا فاجعه ای در راه است…

***

آدم ها با بعضی حرفا
با بعضی رفتارا
سردت میکنن، بی حست میکنن
دهنتو میبندن
بعد میگن نیستی..!
ساکتی! سرد شدی
حرف نمیزنی، مثل روزای اول نیستی..!
رابطه ها،
همیشه دقیقا جایی سرد میشن که
تو تازه دلت داشت بهشون گرم میشد..

***

کم کم داره باورم میشه که هیچی توی این دنیا واقعی نیست. حتی عشق که مقدس ترین چیزی هست که خدا آفریده هم واقعی نیست. اگه عشق مقدس بود، اگه عشق حقیقت داشت، پس چرا از اون چیزی نصیب من نشد؟ چرا وقتی که نشونه هایی از اون رو توی زندگیم دیدم، یک تیشه زد به ریشه ی همه چیز و منو از پا درآورد؟

متن بلند سرد شدن از عشق

از اول هم فقط برچسب رابطه عاشقانه روی رابطه ما زده شده بود. هیچ عشقی در اون در کار نبود. البته عشق که بود، ولی دو طرفه نبود. من عاشق و سرمست، تو رها و بی خیال. این بود تفاوت من و تو. این بود که الان من شکسته و درهمم و تو خوشحال و خندون.

جملات ادبی در مورد سرد شدن از عشق

چــقــدر مــتــفــاوتـــنــد آدمــهــا
عــشــق بــرایی یــکــی دلــگــرمــی
و بــرای دیــگــری ســرگــرمــی !

***

#تُ آبی و من آتش وصل #تُ نمی‌خواهم

این سوختنم خوش تر از سردی و خاموشی

***

حال که این چنین سرد میروی یادت باشد …!!

چیزی به جا نگذاری مبادا برگردی و اشکهایم را ببینی!

قرار نیست بیقراری ام را بفهمی!

قرار نیست بدانی که چند جای این نامه با اشک خیس شده …

و چند واژه را پنهان کرده…

قرار نیست بفهمی دوست داشتن چقدر سخت و عشق چه درد بزرگی است…

قرار نیست که بفهمی چقدر دوستت دارم و چه اندازه این دوست داشتن پیرم کرده…

اما اینها را برایت می نویسم برای روزی که تو دلتنگ باشی

دلتنگ کسی که دوستش داری…!

***

ادعای بی تفاوتی سخت است!

آن هم نسبت به کسی که…

زیباترین حس دنیا را

با او تجربه کردی…

جملات ادبی در مورد سرد شدن از عشق

از یه جایی به بعد
یه جوری نسبت به همه سرد و بی تفاوت میشی که
خودتم کلافه میکنی..
این سردی نتیجه همه یِ گرمـ بودن هایی بود که نادیده گرفته شد

جملات ادبی و زیبای بی تفاوتی نسبت به عشق

قلب من یخ زده از سردی این فاصله هاست
تیر ماه است ولی لرزه بر اندام من است

***

کسی که نیمه گمشده ی تو هست، تو همون نگاه اول که میبینیش میفهمی؛ تو همون نگاه اول متوجه اش میشی! خودت رو میخوای گول بزنی که نه اون نیست و نه با اون نمیشه. اما خودت نمیدونی کم کم وارد جاده ی بی پایان عشق شدی. اگه این جاده به آخر نرسه، خیلی میتونه دلت رو بشکنه و خیلی خوردت میکنه.

***

گرمای عشقم نسبت به تو آنقدر زیاد بود که متوجه نشدم رابطه مان کم کم در حال سرد شدن است. کار به جایی کشیده شد که عشق یخ زده ی ما زبانزد همه شده بود. اما من تو را در شور و حال عاشقانه هایمان تصور میکردم و از واقعیت دور شده بود. واقعیت این بود که نه تو دیگر از من بودی و نه من دیگر از تو.

***

بعضی وقت ها …
چنان کیشت می کنند …
که سالهای سال مات می مانی …

جملات ادبی در مورد سرد شدن از عشق

از چشم های” من”
موجِ دوست داشتن می آید
از چشم های” تو ”
سکوت و “دل سردی”
چه چیزی
نیاز است برای از پای در آوردن “عشق”
جز این تضاد تلخ و دلگیر…

#مژگان_بوربور

***

فراموش نکن که توی این دنیا همه چیز طبق یک قانون خاص پیش میره؛ همه چیز قانونمندی خودش رو داره. نمیتونی کسی رو عاشقت خودت کنی و بعد ولش کنی بری. اگه این کار رو کردی، منتظر کارمای کارت باش! کارمای کارت رو به بدترین شکل ممکن توی زندگیت قراره که ببینی.

متن بی احساسی جدید

کاش یادت نرود….روی این نقطه ی پر رنگ بزرگ….

بین آدمها….یک نفر میخواهد که تو خندان باشی….

نکند کنج هیاهوی زمان….بروم از یادت….

من ارگ بم وخشت به خشتم متلاشی…..

تو نقش جهان هر وجبت ترمه و کاشی…..

در هر نفس این است دعایم همه ای دوست…..

در زیر بم زندگی آزرده نباشی………

***

از اول هم فقط برچسب رابطه عاشقانه روی رابطه ما زده شده بود
هیچ عشقی در اون در کار نبود..
البته عشق که بود، ولی دو طرفه نبود
من عاشق و سرمست، تو رها و بی خیال
این بود تفاوت من و تو..!
این بود که الان من شکسته و درهمم و تو خوشحال و خندون

جملات ادبی در مورد سرد شدن از عشق

آدم ها با بعضی حرفا
با بعضی رفتارا
سردت میکنن، بی حست میکنن
دهنتو میبندن
بعد میگن نیستی..!
ساکتی! سرد شدی
حرف نمیزنی، مثل روزای اول نیستی..!
رابطه ها،
همیشه دقیقا جایی سرد میشن که
تو تازه دلت داشت بهشون گرم میشد..

کپشن بی تفاوتی و بی حسی

اولین بار که کم میاری

میریزی تو خودت…

دومین بار به رفیقت میگی…

سومین باز میریزی تو خودت…

***

شب سردیست
و من با دل سرد به خودم می‌گویم:
خبری نیست بخواب
باز هم خواب محبت دیدی ..!

#حمید_مصدق

***

نه! چشمانم شور نبود
اگر که آخر کارمان ندامت شد
دست هایم نمک نداشت . . .

جملات کوتاه کمرنگ شدن رابطه عاشقانه

برای من زمان حال، گذشته و آینده معنا نداشت. طوری عاشقت شده بودم که فقط زمان با تو بودن برایم معنا پیدا کرده بود؛ زمانی که لبخندت را می دیدم و زمانی که عشق را در وجودم نسبت به تو احساس میکردم! حالا که رفته ای، در یک خلاء گیر کرده ام، در خلاء ای که زمان برایم معنا ندارد. روز و شب میگذرد و من فقط به آن لحظات خوبی که با هم داشتیم می اندیشم. با اینکه فهمیده ام که تو خیلی وقت است رفته ای، ولی من هنوز در آن زمان گیر کرده ام.

جملات ادبی در مورد سرد شدن از عشق

لیاقت می خواهد واژه ” ما ” شدن
لیاقت می خواهد “شریک ” شدن
تو خوش باش به همین “با هم ” بودن های امروزت
من خوشم به خلوت تنهایی ام
تو بخند به امروز…
من میخندم به فرداهایت . . .

***

یک نفر گاهی همه زندگیت است
برای همین است که دلت
برای همان یک نفر تنگ می شود
این روزها بار عظیمی
بر شانه هایم نشسته
باری بیشتر از توان شانه هایم
مثل الان
که تنها نشسته ام
نه اتفاق بدی افتاده
نه از دستش ناراحتم
نه بیمارم و نه
ولی از ته دل چیزی کم دارم
ببین
دستانت را
حضورت را
خود خودت را کم دارم
نه صدایت را، آن
هم از فاصله هزار کیلومتری..

عکس نوشته بی خیالی و بی تفاوتی

فقط کافی است…

هر از گاهی پشت کنی به تمام آنهایی که

چشم دیدن خوشبختی‌ات را ندارند…

بی تفاوتی عجیب آدم‌ها را می‌سوزاند…

جملات ادبی در مورد سرد شدن از عشق

از چشم های من
موجِ دوست داشتن می آید
از چشم های تو
سکوت و دل سردی
چه چیزی
نیاز است برای از پای در آوردن عشق
جز این تضاد تلخ و دلگیر..

***

خیلی تلخه که برای رفتنش گریه کنی و برای رفتنش لبخند بزنه.

***

آهای مرغ عشق
فخر نفروش
معشوق تو هم به لطف قفس است که وفادار مانده

***

تو چه میفهمی از روزگارم…

از دلتنگی ام…

گاهی به خدا التماس میکنم

خوابت را ببینم

میفهمی؟

فقط خوابت را…

جملات ادبی در مورد سرد شدن از عشق

و روزی که آدم‌ها یک بار برای همیشه

از چشمانت می‌افتند…

مهم نیست نسبتشان چقدر نزدیک است

یا دور…

مهم این است که تو تا ابد

هیچ حسی به آن ها نخواهی داشت

و این آغاز یک راه طولانی است…

***

برای کسی مُردم که برایم ؛
نه… تب کرد
نه… سرفه
نه… حتی عطسه!

***

سردی دست تو هنگام وداع
خبر آورد مرا فاجعه ای در راه است…

***

وقتی که عاشقش باشی، مهم نیست که در حقت چکار کرده و مهم نیست که باهات چجوری رفتار کرده. تو اونو توی همه چیز و همه کس میبینی. توی خیابون خلوت، توی چهره ی آدما، شب وقتی به یه آسمون پر از ستاره نگاه میکنی.

متن غمگین سرد شدن از عشق

چقدر تفاهم داشتیم روزایی که با هم خوب بودیم؛ روزایی که روزای شادی من بود؛ اون نیمه ی گمشده ام بود. وقتی که لبخند به لب داشتم، انگار خدای من بود و همیشه کنارش احساس امنیت میکردم. اما یه روز همه چیز تغییر کرد. یه روز خنده ی من تبدیل به گریه شد، یه روز دیگه اون خوبیا وجود نداشت؛ به روزای سیاه زندگیم رسیدم. اونجا بود که فهمیدم تفاهم اون با من فقط تو روزای خوبم بود؛ اونجا بود که فهمیدم ما فقط تو روزای خوب با هم تفاهم داشتیم.

جملات ادبی در مورد سرد شدن از عشق

برای کسی مُردم که برایم ؛
نه… تب کرد
نه… سرفه
نه… حتی عطسه!

***

هنوز دلخوشم به
“خدا نگهدارت”
.
.

اگر نمیخواستی برگردی
اصراری نبود
که خدا مرا نگه دارد

***

هیچ وقت با عشقتون یکی رو زخمی نکنید. زخم عشق از زخم شمشیر هم بُرنده تره. وقتی که کسی رو عاشق خودتون میکنید و بعد کم کم رابطه تون رو با اون سرد می کنید، انگار به اون طرف زهری دادید که کم کم از پا درش بیاره. هر اتفاقی افتاده برای اون، مقصرش شما هستید. درسته مستقیماً اونو به قتل نرسوندیدد، اما یک مرگ تدریجی رو بهش دادید.

***

من از جهان بی تفاوتی فکرها و حرف‌ها و صداها می‌آیم

و این جهان به لانه ماران مانند است

و این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمی ست

که همچنان که تو را می‌بوسند

در ذهن خود طناب دار تو را می‌بافند…

***

نه! چشمانم شور نبود
اگر که آخر کارمان ندامت شد
دست هایم نمک نداشت . . .

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا